|
جندالله یعنی لشگر خدا و لشگر خدا هیچگاه مسجد را منفجر نمی کند .
|

لطفا اعدامش کنید !
آقای عبدالمالک ریگی تلاش دارد تا همرزم و برادرش " عبدالحمید ریگی " را به صلیب بکشد تا در مسیر یکطرفه ای که در پیش گرفته است ، دچار خجالت نشود !
لیستی از تناقضات سخنان برادرش را در مصاحبه با شبکه پرس و سخنانی که درجمع مولوی ها عنوان داشته است را ارائه می کند تا حمید را متناقض و مسئله دار نشان دهد بلکه او را اعدام کنند ! تا از شر ِ برادرش خلاصی یابد .
اکنون آقای عبدالمالک می داند که با افاضه گوئی نمی تواند کسی را اقناع کند و باید بپذیرد که خداوند حقایق را برملا خواهد نمود و این از مقدرات الهی است که برادرش( عبدالحمید ) را سخنگوی جنایات او ( عبدالمالک ) قرارداده است ، حالا افسوس می خورد که ایکاش سر او را به مانند شهاب بریده بود تا حداقل متضادی از جنس خودش نداشت !
آنقدری محتاج و نیازمند مرگ برادرش می باشد که از هول حلیم ، به دیگ ِ اعدام افتاد و عبدالحمید را شهید خواند تا از خون وی به مانند خون های دیگرانی که جانشان را گرفته است ، ارتزاق نماید .
آقای عبدالمالک ریگی به خوبی می داند که برادرش می تواند او را به چالش کشانده و پَـته او را روی آب بیاندازد لذا جیغ بنفش سر می دهد و فرار به جلو می کند و سر به دیوار می کوبد ، بلکه به روان خود آرام بخشی تزریق نماید ! او تا به حال و در خیال خود صدها بار عبدالحمید را اعدام کرده است تا دیگر کابوس آن را نبیند و هرگاه از توهم و اوهام خارج می شود و می یابد که برادرش شمشیری را از روبسته است تا فرقه ای را آویزان نماید ، پرده ای سیاه جلوی چشمانش را می گیرد و پتکی برسرش کوبیده می شود .
سخنان عبدالحمید ریگی درباره جندالله واقعی ، نشانگر عمق ِ درماندگی گروهی است که با جنایت مسیر باز می کند و متاسفاته جنایت را عین دیانت خوانده و برای بمب گذاری در مسجد ، ادله شرعی می چیند تا فریب خورده ای را که در کارخانه فرقه ای عبدالمالک ، دستکاری شده است را به این ماموریت " حــکــم " کند !
در چنین شرایطی است که عبدالمالک آرزوی مرگ برادرش را می نماید تا هم با قهرمان خواندن وی ، خودش را ارتقاء بخشد و هم از شـر ِ او خلاص گردد . می گویند شبها در حالی که کابوس ِ لـُو رفتن خود را می بیند ، زیرلب می گوید : " لطفا اعدامش کنید "
حمید زهی – بلوچستان – تیرماه 88
جندالله کیست ؟
جندالله ، سرباز خدا است ،
سرباز خدا ، خانۀ خدا را منفجر می کند ؟!
نمازگزاران را ترور می کند ؟!
در تاریکی شب جاده را می بندد و مردم را می کـُشد ؟!
سـَـر می بـُرد ؟!
گروگان می گیرد و اخاذی می کند ؟!
از تجارت مواد مخدر ، ارتزاق می نماید ؟!
با پنتاگون زد و بند می کند و بعد کشتار راه می اندازد تا به جنت برود ؟!
بلوچ و اهل سنت را می کـُشد و بعد اعلام می دارد که این خدا است که بهشت و
جهنم را تقسیم می کند ؟!
اگر به مانند من فرصتی می یافتید تا " جندالله " را از نزیک لمس نمائید و با آنها در عملیاتها شرکت کنید و پای منبرهای مالک بنشینید و در قتل عام مردم شریک شوید و با امریکائیها زدوبند نمائید و فرمان امیر ( مالک ) را حجت شرعی بدانید و عقل خود را از کار بیاندازید و این مرز را تا قبول کردن امر ِ امیر تا سیاه دانستن برف ، پیش بروید ، آنگاه متوجه خواهید شد که اگر امیر فرمان دهد که عقل باخته ای ، نمازگزاران مسجدالحرام را نشانه ذرود ، قطعا چنین خواهد شد .
اگر مایل هستید جندالله جعلی را که عبدالمالک ریگی آن را رهبری می کند ، بشناسید ، از همین زوایه وارد شوید تا حقیقت مطلب را بیابید .
ماندگاری گروه ناچیزی که برادرم راه انداخته است ، مرهون دو علت است ؛ اولی را در حمایت خارجی و دومی را در مناسبات مرید و مرادی درونی ، خلاصه می کنم . حقیقتا اگر نبود جریانهایی حمایتی که از پاکستان ، امریکا و انگلستان از او می شد ، آیا توان ماندن و ترور و انفجار و تخریب را داشت ؟ بطور مفصل و مبسوط دیدارهای خود را با امریکائیها خواهم گفت تا مردم بدانند که آبشخور ایشان کجا است .
از طرفی برادرم عبدالمالک خوب می دانست که اگر نتواند سئوالات نیروهای اندک خود را پاسخ دهد در کوتاه مدت آنها را از دست خواهد داد به همین منظور خود را به یک قـِدیسی مبدل ساخت که لازم نباشد برای هرفرمان خود ، ادله ای بیاورد . سئوالات را با انبوهی از سئوالات پاسخ می داد و طوری تنظیم می نمود که فرد ِ سئوال کننده ، متهم به مسئله داری شود ، راهی که تمامی مریدان فرقه ها بر آن پایبند هستند !
به نظر من دستگاهی که عبدالمالک آن را ساخته است ، بهترین نمونه برای مدل های آزمایشگاهی است تا براساس آن جامعه شناسان ، روانشناسان و تاریخ نگاران ، برای اثبات اینکه می توان از روشهای روانشناسانه برای مالکیت بر فرد و افکار سازی و کنترل انسانها استفاده نمود ، بهره برداری نمایند .
عبدالمالک ریگی قبل از اینکه قربانیان خود را از میان مردم بگیرد ، با تجاوز به اذهان و افکار نیروهای خودش و زیر سلطه بردن آنها ، عملا اولین قربانیان را از میان آنان می گیرد .ساخته است .
به دوستان خود که در گـِرد ِ عبدالمالک جمع شده اند و آن را " امیر " می خوانند ، توصیه می کنم که به عقل خدادادی خود رجعت نمایید و اجازه ندهید که او شما را ملعبه عقاید و رفتارهای دوگانه خود قرار دهد .
برای بهترین دیدن و عمیق فکر کردن از وبلاگ من استفاده کنید ؛ خوشحال خواهم شد که از طریق ایمیل با شما ارتباط داشته باشم .
بنده خدا – حمید ریگی – تیرماه 1388
بنام خدایی که نعمت عقل و اندیشیدن را به بندگانش هدیه نمود .
نامه ای سرگشاده به امیر مالک ( ریگی )
سلامتی شما آرزوی من بود ولی با حریم شکنی که صورت دادید و بمب را به مسجد بردید و نماز را هدف قراردادید ، در آرزوی خود شک کردم .
نمی دانم چرا مبارزه به خوبی شروع می شود ولی در مسیر منحرف می گردد که اگر این انحرافات بوجود نمی آمد ، بسیاری از مبارزات به نتیجه نهائی خود رسیده بود و یا حداقل بخشی از آن نتیجه داده بود .
بنظرم هیچگونه توجیهی و اقدامی برای جا انداختن حرکت بی خردانه خود برای بمب گذاری در مسجد و کشتن نمازگزاران انجام ندهید که مستقیما به ضد خودش باز می گردد ، در عوض و با شهامت بگویید که اشتباه کرده اید تا افکار عمومی متوجه شود که شما دارای ظرفیت اصلاح از درون را دارید و جندالله واقعی هستید و اگر چنین نکنید معلوم خواهد شد که سفارش عملیات را از بیرون خودتان گرفته اید که در این صورت از توبه هم کاری برنخواهد آمد !
تمامی کسانی که از سلاح برای مبارزه با رژیم بهره می برند باید به خودسازی مشغول باشند تا به بیراهه نروند . قبل از جهاد ، باید بر نفس غلبه نمود که جهاد واقعی است و با انفجار در مسجد و کشتن نمازگزاران نشان دادید که نفس شما بر فعل ِ شما غلبه کرده است و به مانند کفار ، از استراتژی هدف وسیله را توجیه می کند بهره برده اید و اصرار شما بر صحیح بودن این حرکت ، باعث خشم الهی خواهد شد و طومار ما را به مانند اقوامی که فرمان خدا را نادیده گرفتند و در قرآن نیز به آن اشاره شده است ، برخواهد چید .
سربریدن و بی گناه کشتن دارای عواقبی است که تاوان آن را تا ابد باید پس دهید و مطمئن باشید که در زمان وصل و در دنیای دیگر نیز پاسخگوی آن هستیم و من نیز از آنچه با بی خردی انجام داده و عقل خود را در طبق اخلاص شما گذاشتم سخت پشیمان هستم و نمی دانم چگونه باید از کابوس های شبانه خود خلاصی یابم که مسافری در جاده ای که من و شما بر او بستیم ، فریاد می زد که من بلوچ و اهل سنت هستم و شما فرمان دادید که امشب صیدی نداشتیم و باید او را بجرم شیعی و فارس بودن می زدیم تا فاصله عملیاتهای ما طولانی نشود و امروز که مسجد را ترور کردید و نماز را کُشتید ، یافتم که اگر آن شب مسیرم را از شما تغییر می دادم لازم نبود اکنون برای کودکانی گریه کنم که به سجدۀ ابدی رفتند و آسیب خوردگانی که توان ایستادن ِ دوباره را از آنها برای همیشه سلب نمودید .
امیر مالک ؛
تحریک کنندگان شما از هرجنسی که باشند درخصوص آنها تامل کنید . بر سر سفره های رنگین نشسته اند و برای دوام و بقاء این سفره نیازمند خون هایی هستند که شما آن را برزمین می ریزید .
عقل خود را به عنوان هدیه الهی پاس دارید و بدانید که عقل زدایی عین ِ کفران نعمت است و شما از همان مسیری عبور می کنید که صهیونیستها آن را بازکرده اند و برای بقاء و حرکت در این مسیر ؛ " عقل " را مزاحم و "شرع" را مانع می دانند و متاسفانه شما هردو را یک جا فروخته اید !
دیدار به قیامت
عبدالواحد مرزاقی – کراچی
2009-05-30
مصاحبه خواندنی پرس تی وی با عبدالحمید ریگی . روی لینک زیر کلیک کنید